محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

536

اكسير اعظم ( فارسى )

برادهء نقره يك ماشه گلاب دو ماشه انداخته ده دوازده روز بدارند بعد از شانه به عمل آرند . نوع ديگر بنسخهء ذكائى توتياى سبز زاج سفيد شوره قلمى هر واحد پاؤ سير هر سه را خشك در قرع انبيق انداخته به آتش ملائم عرق كشند بعد از آن سه توله ورق نقره در ظرف آن عرق انداخته نگاه دارند تا آن‌كه ورق حل شوند پس چهار دام از اين عرق در يك سير گلاب حل كرده مسواك را بدان تر نموده بر موى سفيد بمالند و چون خشك شود ديگر بمالند . خضاب منقول از بياض استاد مرحوم مرداسنگ شش ماشه چونه پان چهار ماشه گل ملتانى شش ماشه اول مرداسنگ و گل را صلايه كرده بعده چونه انداخته به آب خوب حل كنند و بر مو طلا كرده برگ بيد انجير بر آن بندند و بعد پنج شش گهرى به آب گرم بشويند و روغن بمالند و در نسخه معمول حكيم شريف خان وزن هر سه ادويه مساوى است . ايضاً سهل و عجيب سنگ جراحت و چونه سنگ مرمر هر يك دو دام مرداسنگ چهار ماشه سرمه‌سا كرده به قدر احتياج در آب حل ساخته طلا نمايند و بالايش برگ پان بندند در مدت كم از يك ساعت رنگ خوب مىكند و در نسخه حكيم غلام امام وزن سنگ جراحت و چونه هر يك نيم پاؤ و مرداسنگ دو دام است . ايضاً كه به تجربه رسيده بگيرند مازوى سبز يك توله پاؤ بالا و در ظرف آهنى به روغن سياه بريان نمايند هرگاه مازو نرم شود فرود آورده در پارچهء طل بسته اندر خاكستر دفن كنند تا سه روز پس برآورده با توتياى سبز يا زرده سرخ و نمك لاهورى هفت سرخ در ظرف آهنى از دسته آهن آب آمله اندك اندك انداخته خوب بسايند هرگاه مثل مرهم گردد خضاب سازند و بعد يك پاس به آب آمله بشويند پس اگر جائى بر جلد سياهى بماند صابون بمالند و حاجت بستن ندارد الا بدفعة اول برگ بيد انجير پايان بايد بست . روغن از عنايات حضرت ارشاد مآبى دام بركاتهم آب پهلى خام به بول چهار توله برادهء فولاد يك توله كسيس شش ماشه كالى كهار دو ماشه روغن كنجد نيم پاؤ همه ادويه در روغن دو گهرى كهرل كرده در آوند آهنى بند نموده زير زمين دفن كنند و بعد چهل روز برآورده روغن به كار برند . نوع ديگر از مجربات مولوى عبد القادر مرحوم كيرى انبه پاؤ آثار مازو برادهء فولاد هر يك سه دام انار ترش پاؤ آثار روغن كنجد سياه سه پاؤ ادويه كوفته با روغن در ظرف گلى كهنه انداخته در سرگين تا چهل روز دفن كنند بعده برآورده آن روغن را بمالند . جرجانى از شيخ الرئيس نقل كرده كه در كتب طب نسخهاى روغن خضاب ذكر كرده‌اند و گمان برده‌اند كه آن موى را سياه كند و از تجربه معلوم شده كه روغن قوت ادويه از موى بازدارد و حائل گردد ميان آن قوت و موى و در آن نفوذ نكند مگر دوائى كه سخت قوى بود يا آن را خاصيتى عظيم باشد و اين توقع قوت سخت از دوائى تواند بود كه رنگ او قوىتر از همه بود و پايدارتر چون زنگار آهن . و چون زنگار اسرب و مثل آب پوست جوز پس همان ناممكن است كه اگر قوت اين و امثال اين چيزها در روغن به تكرار دهند بميانجى قوت ادويهء كه آن را بدرقه كند چون سركه و خمر به روغن دهد و خضابها كه بدان موى را رنگين سازند سه نوع است يكى سياه‌كننده دوم اشقركننده سوم سفيدكننده . و اول چند خضابها سياه كننده ذكر كنيم بايد دانست كه اصل خضابها كه بر آن اجماع مردم شده حنا و وسمه است كه از آنها به حسب اختلاف استعدادات مويها مختلف بود و رسم چنان است كه مردم اول حنا بربندند و يك ساعت يا بيشتر صبر كنند پس بشويند و وسمه برنهند و همچنان صبر كنند و هرچند بيشتر كنند بهتر بود و بعضى مردم حنا و وسمه به هم بر مىنهند و بعضى بر حنا تنها اقتصار كنند و بر اشقر كردن مو راضى شوند و بعضى وسمه تنها برنهند و رنگ طاؤسى كنند و وسمه هندى زودتر رنگ گيرد ليكن طاؤسىتر بود و رنگ وسمه كرمانى كمتر بود و ديرتر گيرد ليكن سياه‌تر بود و تطويس آن كمتر بود . و اگر خواهند كه رنگ وسمه همرنگ موى كنند و شقرت باطل گردد از پس آن‌كه موى را از وسمه سعشته باشند بايد كه بار ديگر حنا برنهند و زود بشويند . و اگر قبل وسمه آن را استعمال كنند منع تطويس نمايد و بعضى مردم وسمه و حنا هر دو بياميزند و آب سماق يا آب انار يا آب رائب يا مصل يا آب پوست جوز با وى بياميزند و اين همه معين‌اند بر سياهى و بعضى وسمه و حنا را به آبى آميزند كه در آن مرداسنگ و آهك جوش دهند يا در آفتاب نهند تا آن‌كه صوف سفيد كه در آن تر كنند سياه شود پس نگاه دارند و اين نيز نكوست . و اگر يك درم قرنفل كوفته بيخته در خضاب داخل كنند موى را سياه‌تر كند و مضرت آن از دماغ بازدارد . تدارك مضرتهاى خضاب اكثر اقسام خضاب دماغ را سرد و ضعيف و فاسد كند و مستعد نزله و زكام و سكته و مانند آن گرداند پس صواب آن است كه در خضاب چيزى گرم خوشبو كه دماغ را قوت دهد چون مشك و قرنفل و لادن و مانند آن داخل كنند يا بعد آن استعمال نمايند و گاهى از خضاب موى راست و درشت مثل وتر گردد و جعودت او زائل شود و وضع او بدنما گردد و تدارك اين چنان بايد كرد كه با خضاب چيزى كه موى را باريك كند و مجعد گرداند بياميزند و گاهى موى را خشك كند و موى شكسته گردد و تدارك او اين است كه عقب خضاب مثل روغن بنفشه و روغن خيرى بمالند و گاهى از خضاب به شيره سياه شود